نانوشته های من
هر لحظه دردی سر بر می دارد
و هر لحظه نیازی
از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می کند.
این ها بر سینه می ریزند و راه فراری نمی یابند.
مگر این قفس کوچک استخوانی
گنجایشش چه اندازه است؟
اندیشه ای را بالا ببرد .
از دیده برفت خون زدل نیز رود از دل نرود هرآنچه ازدیده برفت
===================================================
ای ناله پیر خانقاه از غم تو وی گریه طفل بی گناه از غم تو
افغان خروس صبحگاه ازغم تو آه از غم تو هزار آه از غم تو
ای پسر عمران!هرگاه بنده ای مرا بخواند آن چنان به
سخن او گوش می سپرم که گویی بنده ای جز او ندارم
اما شگفتا که بنده ام همه را چنان می خواند که گویی
همه خدای اویند جز من.
یکی از مکالمات خداوند و حضرت موسی(ع)
گابریل گارسیا مارکز
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقی مقدورهر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست